اعجاز تشریعی در قرآن

زمانی كه غربیها به خود می بالند كه تمدنشان چنان تمدنی است كه برای اولین بار در طول تاریخ بشری حقوق انسانها را به طور رسمی در همه دولتهای مختلف اعلان نموده است و افتخار می كند كه آنها برای اولین بار در تاریخ قرن بیستم اعلامیه جهانی حقوق بشر را تصویب نموده اند و آن را به عنوان نمونه عالی در به رسمیت شناختن حقوق انسان محسوب می دارند، فراموش كرده و یا خود را به فراموشی زده اند در اینكه قرآن كریم این حقوق را چهاره قرن قبل به اسم مبدأ واحد بشریت به رسمیت شناخته و تثبیت نموده است، چنانكه می فرماید: {یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ}(الحجرات:13) (ای مردم ما شما انسانها را از زن و مردی خلق كردیم و شما را در قالب گروهها و شعبه ها قرار دادیم تا همدیگر را باز شناسید به راستی كه گرامی ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست. به حقیقت كه الله تعالی بسیار دانا و آگاه است.) این آیه خطاب به همه مردم است كه علی رغم اختلاف در رنگ،پوست،نژاد و دین، از زن و مرد آفریده شده اند و در ولادت و اصالت مساویند و قرآن با این اصل وحدت جنس بشری را ثابت گردانید واینكه هیچ فردی بردیگری جز به تقوی برتری ندارد.

قرآن كریم شامل مبادی عالی بسیاری است كه برعظمت و اصالت آن دلالت می كند كه به نمونه هایی از آن اشاره می كنیم

1. آزادی در نظر و عقیده:لا إكراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی" [بقرة:255] (در دین اجباری نیست، هدایت از گمراهی به خوبی آشكار شده است.) و در جایی دیگر می فرماید:" قل یا أیها الكافرون لا أعبد ما تعبدون ، و لا أنتم عابدون ما أعبد ، و لا أنا عابد ما عبدتم ، ولا أنتم عابدون ما أعبد لكم دینكم و لی دین"[سورة الكافرون](بگو ای كافران: من آنچه را كه شما می پرستید، نمی پرستم. و شما نیز معبود به حق مرا عبادت نمی كنید. ومن به آن صورت كه شما عبادت می كنید، عبادت نمی كنم و شما نیز به مانند من عبادت نمی نمایید، دین شما برای خودتان و دین من نیز برای خودم.)

2. عدالت در معاملات:می فرماید:" یا أیها الذین آمنوا أوفوا بالعقود"[مائدة:1](ای كسانی كه ایمان آورده اید: هرگاه با كسی پیمان بستید به آن وفا نمایید.) و در جای دیگر می فرماید:" و أوفوا بعهد الله إذا عاهدتم و لا تنقضوا الأیمان بعد توكیدها"[نحل:91](هنگامی كه با الله عهد بستید به آن وفا كنید و بعد از آنكه عهد و پیمان را محكم نمودید آن را نقض نكنید.) و همچنین می فرماید:{الَّذِینَ یَأْكُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلَّا كَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَحَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ}[البقرة:275](كسانیكه ربا می خورند برنمی خیزند مگر مانند برخواستن كسی كه شیطان بر اثر تماس او را آشفته كرده است. این بدان سبب است كه آنان گفتند: داد و ستد مانند ربا است. حال آنكه خداوند داد و ستد را حلال و ربا را حرام گردانیده است.) ودرجایی دیگر می فرماید:{یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَدَایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمّىً فَاكْتُبُوهُ وَلْیَكْتُبْ بَیْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلا یَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ یَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْیَكْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئاً ...ٌ}[البقرة:282](ای كسانیكه ایمان آورده اید هرگاه به قرضی تا سررسید معین با یكدیگر معامله نمودید آن را بنویسید. باید نویسنده ای بر اساس عدالت میان شما بنویسد و هیچ نویسنده ای نباید از نوشتن خودداری كند؛ همانگونه كه خداوند او را آموزش داده است. و كسی كه بدهكار است باید املاء كند و او بنوسد. واز خداوند كه پروردگار اوست بترسد وازآن چیزی نكاهد....)

3.  قوانین مربوط به احوال  شخصی:مجموعه ای از اصول عادلانه ای است كه بر اساس احوال شخصی انسان  در خانواده پایه گذاری شده است، اسلام برای آن نظام كاملی را بطور مفصل كه شامل مسائل ازدواج، طلاق، بارداری، عده، شیردادن و شیرخوارگی، نفقه، میراث و حقوق فرزندان و اقوام می باشد، قرار داده است. ودر احكام كلی آن چنان وسعتی وجود دارد كه مجتهد می تواند از آن قابلیت استفاده كند و احكامی را متناسب با زمانها و مكانهای متغیر استنباط نماید.

4. قانون جنائی:به حق بزرگترین دلیل بر عظمت و بزرگی قرآن، تشریع برای پیشگیری از جرم و جنایت می باشد. سختگیری های تصویب شده در قوانین اسلامی چنان با ظرافت طرح ریزی شده كه همه جوانب عدالت و حكمت و رحمت را شامل است. به گونه ای كه در ضمن منع كردن از انواع تجاوزها، امنیت و آسایش را برای بندگان خداوند به ارمغان می آورد.


پایه های شریعت اسلامی

هر قانونگذاری و تشریعی لازم است بر اساس پایه ها و اصولی بنا گردد كه از آن برای بقا و دوامش در بین مردم كمك گیرد تا به عدالتش راضی و از حكمتش مطمئن باشند و در زندگی مصالح فرد و مجتمع را تأمین نماید. به لطف الله شریعت اسلامی دارای پایه ها و اصول ثابتی است و از چنان ویژگیی برخوردار می باشد كه مردم با اطمینان و اعتماد تمام آن را پذیرفته و در مقابلش تسلیمند، چون قوانینش با فطرت سالم هماهنگ می باشد كه آن همان ویژگی است الله تعالی انسان را بر اساس آن خلق نموده است كه غیر قابل تبدیل و تغییر می باشد. و همچنانكه همه شواهد بر آن گواه است، عقلهای سالم را مخاطب خویش قرار می دهد، به كار و كوشش تشویق می كند، به جهاد در راه الله دعوت می نماید، و منادی ایثار، آزادی، مساوات، احسان و نیكوكاری می باشد.

از جمله اصولی كه شریعت اسلام بر آن مبتنی است می توان به این موارد اشاره نمود:

1. شریعتی است كه مردم را زیادتر از حد توان تكلیف نمی كند و آن را آسان می گیرد.چون تكالیف اسلام جملگی در حد توان انسان و فاقد چنان مشقتی است كه انسان نتواند آن را انجام دهد. خداوند در وصف آن می فرماید: " ما جعل الله علیكم فی الدین من حرج "(خداوند در دین بر شما سختی قرار نداده است.) و می فرماید:" لا یكلف الله نفساً إلا وسعها "(خداوند هیچ كس را جز به قدر توانش تكلیف نمی كند.)

2.  قوانین اسلام برای تمام مردم آمده و به حالات فردی، جزئی و شخصی توجه نشده است.

3. در هنگام ضرورت برای مردم رخصتهایی قرار داده است تا قوانین آن موجب مشقت نگردد. مثلاً در اسلام روزه ماه رمضان واجب است اما برای مسافر و مریض رخصت است.

4. كمی تكالیف: و آنچه مربوط به آن است در اركان پنجگانه خلاصه شده است. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: "إن الله فرض فرائض فلا تضیعوها وحد حدوداً فلا تعتدوها، و حرم أشیاء فلا تنتهكوها، و سكت عن أشیاء رحمة بكم فلا تبحثوا عنها "[رواه الدارقطنی]«خداوند واجباتی را بر شما قرار داده، با ترك كردن و سستی در انجامش آن را ضایع نكنید و حدودی را مقرر فرموده از آن تجاوز نكنید؛ چیزهایی را حرام كرده است به آن نزدیك مشوید و استفاده نكنید و در مورد چیزهایی به قصد رحمتش بر شما سكوت كرده است در مورد آن بحث نكنید.»

5. تدریج در احكام: اصلی است كه اسلام برای معالجه عادات مذموم كه در دلهای مردم ریشه دوانیده بودند استفاده كرده است و به تدریج بدون به كار بردن شدت عمل در نهی و تحریم آنها توانسته به اصلاح آن اقدام نماید. برای مثال برای حذف شراب در زندگی مردمی كه حیاتشان با آن مخلوط شده بود با تحریم تدریجی و یك شیوه حكیمانه آن را از زندگی مردم دور نمود بدون اینكه چنان حرج و سختی را احساس كنند.

6. حركت كردن بر مبنای مصالح عامه: یكی دیگر از اصول تشریعی اسلام است؛ چنانكه بعضی از احكام كه نسخ آن موجب مصالح عموم بوده است، نسخ گردید. چنانچه در احكام مربوط به وصیت و آیات میراث موجود است. یا تحویل قبله از مسجد الاقصی به سوی كعبه در مكه مكرمه از آن جمله است. و در سنت نیز شاهد آن هستیم، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: " كنت نهیتكم عن زیارة القبور ألا فزوروها فإنها ترقق القلب و تدمع العین و تذكر بالآخرة"[مسند امام احمد]«من شما را از زیارت قبرها منع كردم و حال به زیارت آنها بروید چون موجب نرمی دلها و جاری شدن اشك چشمان و وسیله یادآوری قیامت است.»